17 ارديبهشت 1396


سرمقالۀ مجلۀ مانتلی ریویو راجع به ریاست جمهوری ترامپ ( شمارۀ 68 ماه مارس2017)

از همان سالهای دهۀ 1970 همیشه در مجله خطرات ناشی از استراتژی های مهلک امپریالیستی، را گوشزد کرده ایم. تلاش این استراتژی ها عوض کردن مسیر سقوط تدریجی برتری آمریکا در سیستم سرمایه داری جهانی است. برای چندین دهه ما شاهد زوال تسلط اقتصادی، نظامی و مالی آمریکا هستیم. این زوال، ایالات متحده را تبدیل به فیل عظیم زخم خورده ای کرده که در صحنۀ جهانی رها شده و می تواند به هرچه در اطرافش قرار گرفته آسیب برساند. واشنگتن بارها از طریق توسعۀ ژئوپولیتیکی ، با افزودن به " دارائی های استراتژیک" خود در جهان ، کوشش کرده که مسیر این زوال را معکوس نماید. اما تمام این کوشش ها ، نتیجۀ محدودی یرای آمریکا داشته و تنها صحنۀ تئاتر منازعات بین المللی را وسعت داده است.
در زمانی کمتر از یک دهه بعد از فرو پاشی بلوک شوروی و ناپدید شدن اتحاد جماهیر شوروی از صحنۀ جهانی در 1989-1991 ، ایالات متحده در گیر جنگی بعد از جنگی دیگر شد و همۀ این جنگ ها با هدف " تغییر رژیم" وتصریح دوبارۀ موقعیت آن کشور بود.
از جنگ خلیج فارس گرفته تا جنگ کورسوُو( یوگسلاوی سابق)، جنگ افغانستان و جنگ عراق. بعد از حملۀ تروریستی یازده سپتامبر ، دولت جورج دبلیو بوش،موقعیت جنگی دائم را بر علیه تروریسم جهانی اعلام نمود ( این موقعیت جنگی بعدا توسط اوباما نیز ادامه یافت) و ازاین موقعیت به عنوان بهانه ای برای توجیه مداخلۀ امپریالیستی از کشوری به کشوری دیگر استفاده گردید. ادامۀ همین پویش در زمان دولت اوباما ، با حضور هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه دولت او، منجر به حمله به لیبی و شروع یک جنگ نیابتی خانماسوز برعلیه سوریه گردید.
در زمان اوباما، مسالۀ حیاتی برای کل استراتژی ژئو پولیتکی ایالات متحده ، محاصرۀ روسیه بود. روسیه ای که اکنون، بعد از عربستان سعودی ، در مقام تولید کنندۀ دوم نفت در جهان شده ، و در حال تکوین به ابر قدرت جدیدی است.ناتو با رهبری آمریکا ، در فوریۀ 2014 ،از کودتای راست افراطی در اوکراین بر علیه دولت منتخب ، حمایت کرد. وقتی مسکو با الحاق کریمه بعد از تایید مردم در همه پرسی و حمایت از مقاومت تبعه های روسی در اوکراین در مجاورت مرز هایش، عکس العمل نشان داد، قدرت های غربی روسیه را به" تجاوز" به اوکراین متهم کردند. زمانی که واشنگتن و ریاض به عضوگیری نیرو های تندروی طرفدار سلفی ها ( از جمله طرفداران القاعده در عراق) برای سرنگون کردن دولت اسد در سوریه ، اقدام کردند، تنش میان واشنگتن و مسکو ابعاد وسیع تری به خود گرفت. همانطور که ژنرال مایکل فلین ( مشاور مستعفی امنیت ملی ترامپ ) اظهار داشت، این اقدامات راه را برای ظهور حکومت داعش ، هموار کرد. ابتدا از دید واشنگتن، داعشی ها ابزاری بودند برای تسهیل سرنگونی دولت اسد. در مقابل رشد حکومت داعش و برای جلوگیری از فتح دمشق توسط آنها ، در سال 2015، روسیه در سوریه دخالت نظامی کرد. این دخالت موجب تقویت حکومت اسد و شکست جاه طلبی آمریکا شد.هیلاری کلینتون در مبارزۀ انتخاباتیش برای ریاست جمهوری، قول داد که با اعمال مناطق پرواز ممنوع بر فراز سوریه، دوباره موضع دست بالا را برای آمریکا، در سوریه تامین نماید. اعمال مناطق پرواز ممنوع ، به معنی شلیک به هواپیما های روسی و سوریائی ، و در نتیجه تهدید به جنگ جهانی هسته ای بود.
با به قدرت رسیدن دولت ترامپ ، جنگ سرد با روسیه ، دچار ایست کوتاهی شد. دست آشتی ترامپ به سوی پوتین ،همزمان شد با هیستری ضد پوتین در میان بسیاری از دموکرات ها ، این دموکرات ها، مسکو را مسبب پیروزی غیر منتظرۀ ترامپ می دانند . در صورتیکه علت اصلی شکست خانم کلینتون، رد قاطعانۀ سیاست های نئو لیبرالی توسط کارگران سفید پوست در منطقۀ میانۀ آمریکا ( ناحیۀ کمربند زنگ خورده) و محروم سازی گستردۀ رای دهندگان غیر سفید پوست در ایالت های چرخشی ( ایالاتی که نتیجۀ آرای شان از پیش مشخص نبود) بود. این محروم سازی توسط کنگرۀ ملی دموکراتها نادیده انگاشته شده و کنگره به سهم خود از تمام امکاناتش برای خنثی کردن رای طرفداران برنی سندرز در انتخابات اولیۀ داخل حزب ، استفاده کرد. روشن است که از دیدگاه ژئو پولیتیک، برخورد صلح جویانه ای که ترامپ به سمت روسیه آغاز کرده ، ناشی از هوسی غیر منطقی و یا تسلیم در مقابل پوتین نیست. این برخورد نشانۀ تغییری اساسی در استراتژی کلی ایالات متحده است که بر طبق آن ، چین جایگزین روسیه به عنوان " دشمن رسمی ایالات متحده " خواهد شد.
دولت جدید اهداف اصلی ژئو پولیتیک خویش را چنین اعلام نموده :
1- شدت بخشیدن مبارزه با داعش از طریق استفادۀ دوباره از نیرو های زمینی آمریکا ( درگیری نیرو های آمریکائی در جبهه، ابتدا با نیروی های توپخانه آغاز خواهد شد)
2- نقض توافقنامۀ اتمی با ایران.

3- هدف قرار دادن چین به عنوان "دشمن" اصلی آمریکا ( کارشناس سیاسی می گوید: " نقشۀ دونالد ترامپ در مورد روابط با چین غیر قابل پیش بینی است" به نقل از گاردین ، 27 ژانویه 2017). رکس تیلرسون، وزیر امور خارجۀ آمریکا ( مدیر عامل سابق اکسان-موبیل) ، در حین مذاکرات سنا برای تائیدش، از طرح محاصرۀ هوائی و دریائی جزیره های مصنوعی چین در دریای جنوبی آن کشور ، سخن گفت. در صورت اقدام آمریکا به این طرح ، چین آنرا به عنوان اعلان جنگ تلقی خواهد نمود.ترامپ همچنین با نزدیک شدن به تایوان ، " سیاست چین واحد" را به چالش کشید. به نظر می رسد که فصل مشترک اصلی میان ترامپ و وزیر دفاع جدیدش جیمز ماتیس ، مشهور به " سگ دیوانه"، آماده شدن ایالات متحده برای جنگ با چین است . طنز قضیه اینجاست که این ژنرال که قبلا رئیس فرماندهی عالی نیرو های آمریکائی در خاورمیانه بود، بر خلاف لقبش ، اکنون بیشتر نقش کنترل کنندۀ ترامپ را به عهده دارد. ماتیس، بیش از یک دهه قبل گفته بود که از دیدگاه پنتاگون ( وزارت دفاع آمریکا)، چین "رقیبی هم تراز" برای آمریکا به شمارمی آید. اما برای کسب آمادگی در جنگ آینده با این رقیب، به جای آنکه مشغول" طراحی [انتزاعی] جنگ بیست سال بعد با چین " شویم، باید درس های لازم برای چگونه جنگیدن را، ازدرگیری هائی فعلی که در خاورمیانه داریم ، بیاموزیم: عراق " اکنون بهترین محل آموزش نظامی در دنیاست" ، "همانطور که نیروهای آلمان [نازی] از جنگ اسپانیا آموختند " ( مقالۀ " راهبان جنگ" در مجلۀ اسکوایر ، مارس 2006).
چاشنی انفجاری برای همۀ این مطالب ، پراکنده گوئی های ترامپ در مورد امکان استفاده از سلاحهای اتمی برای هدف های دولتی و غیر دولتی چون داعش است.( " توضیحاتی در بارۀ افکار پریشان ترامپ در مورد سلاحهای اتمی "در VOX، 18 ژانویۀ 2017). در عین حال ترامپ ، در پی افزایش عظیم بودجۀ نظامی آمریکا است.
تمام مطالب ذکر شده در بالا نشان دهندۀ وحشت روز افزون بخش های مختلف طبقۀ حاکم آمریکا از تنزل قدر ت این کشور و سقوط جایگاه آنها در سلسله مراتب حاکم بر جهان است. با از دست دادن اعتماد به موقعیت خویش ، تمایلشان به اتخاذ روشهای خشن نظامی روز به روز بیشتر می شود.آنها در این راه، در پی جلب حمایت کل مردم آمریکا برای هدف میهن پرستانۀ افزایش سلطۀ ژئو پولیتیکی هستند. مستقل از آنکه بعد از انتخابات ، کدام حزب به کاخ سفید راه می یافت ، تمام شواهد دال بر شدت بخشیدن به گرایش نظامی تجاوزگرانه آمریکا در جهان بود.تنها اختلاف در میان طبقۀ حاکم در این مورد، انتخاب روسیه یا چین به عنوان هدف اصلی بود. استراتژی اصلی دولت ترامپ، در گیری مستقیم با چین ، به عنوان سریع ترین اقتصاد در حال رشد در جهان است، قبل از آنکه فرصت از دست برود. این نشانه ای از تغییر در اولویت ها و اهداف عمومی در دیدگاه برتری طلبانۀ جهانی آمریکا است. این سیاست نشانه ای از گرایش خشن تر ملی – امپریالیستی است که با باقی سیاست های کلی دولت ترامپ ، هم خوانی دارد. خطوط سیاست های کلی این دولت هم چون " آمریکا مقدم برهمه"، کشیدن دیوار در مرز آمریکا با مکزیک ، محدود کردن مهاجرت و به زندان انداختن و یا اخراج کارگران فاقد اجازۀ اقامت ، همراه با نظر گاه های نئو فاشیستی در مورد ایالات متحده و جهان ، همگی نشانۀ دعوت نامه ایست از طرف کاخ سفید، برای سفید پوستان نژاد پرستی چون استیو بنن (Steve Bannon) و برایت بارت (Breitbart). بنن که زمانی استراتژیست و مشاور اصلی ترامپ بود ، اکنون توسط او به عنوان عضو شورای امنیت ملی برگزیده شده است.
مجموعۀ اتفاقات اخیر، برای آنان که وقایع سالهای 1930 و 1940 را فراموش نکرده اند، بدشگون می نماید. شاهد این مدعا، بولتن وزین دانشمندان اتمی است که در شمارۀ ژانویه2017 خود، ساعت سنجش خطر فاجعه اتمی جهان را 30 ثانیه به نیمه شب نزدیک تر کشیده است. ( این ساعت 70 سال عمر دارد و امکان جنگ همه گیر اتمی را در ساعت 12 نیمه شب قرار داده است). این ساعت در حال حاضر دو دقیقه و نیم به نیمه شب را نشان می دهد و به طور سمبلیک نزدیکی جهان به پرتگاه فاجعۀ اتمی را در هر لحظه نشان می دهد، این ساعت از زمان اولین انفجار بمب هیدروژنی در 1953، ابداع شده است. ( کنت بندیکت " ساعت لحظۀ فاجعه"، "بولتن دانشمندان اتمی"،11 ژانویه، 2017. http://thebulletin.org/doosday-clockwork8052).
با این دلایل است که ، بنیاد دوبارۀ جنبش صلح در ایالات متحده در مقیاسی توده ای و ادغام آن با جنبش محیط زیست و جنبش جهانی برای عدالت اجتماعی ، باید مبرم ترین هدف رادیکال های آمریکائی در هفته ها، ماهها و سال های در پیش رو باشد.

 

 
 
 


 

انتشار مطالب تريبون با ذکر مأخذ آزاد است.
تريبون چپ / خرداد 1386