Working Class Hero
قهرمان طبقهی کارگر
از لحظهی به دنیا آمدن وادارت میکنند که خود را ناچیز بدانی
فرصتی برای اندیشیدن به تو نمیدهند
درد در وجودت با چنان شدتی زبانه میکشد که دیگر آن را حس نمیکنی
چه لذتی دارد قهرمان طبقهی کارگر بودن
در خانه آزارت میدهند و در مدرسه کتکات میزنند
اگر باهوش باشی از تو متنفر میشوند و اگر نادان باشی خوارت میشمرند
آنقدر اطاعت میکنی که دیوانه میشوی و سر از قوانینشان در نمیآوری
چه لذتی دارد قهرمان طبقهی کارگر بودن
بعد، وقتی بیست سال آزگار شکنجهات دادند و از تو زهر چشم گرفتند
چنان از ترس انباشته میشوی که دیگر انگار بر دست و پایات حتا اختیاری نداری
چه لذتی دارد قهرمان طبقهی کارگر بودن
با مذهب و سکس و تلویزیون تخدیرت میکنند
خود را به غایت باهوش و آزاد و فراتر از محدودیتهای طبقهات میدانی
ولی به چشم من هنوز هم چیزی نیستی به جز همان رعیت تو سری خورده
چه لذتی دارد قهرمان طبقهی کارگر بودن
به تو میگویند که هنوز آن بالا بالاها برای تو جا هست
ولی اگر میخواهی تو هم به آن مردم عرشنشین شبیه باشی
شرطاش این است که بتوانی با خندهای بر لبانات آدم بکشی
چه لذتی دارد قهرمان طبقهی کارگر بودن
اگر تو هم میخواهی قهرمان باشی راه مرا دنبال کن
اگر تو هم میخواهی قهرمان باشی تنها باید راه مرا دنبال کنی
" John Lenon "