-

http://lefttribune.org/images/logored1.jpg

 

 


ل سوئيزي اقتصاددان نامي ماركسيست و بنيانگذار مجله مانتلي ريويو، روز شنبه 28 فوريه 2004 در شهرك لارچمونت در حومه شهر نيويورك در سن 94 سالگي درگذشت. سوئيزي را از سالهاي دهه ي 1960 از طريق شركت در سخنراني هاي او عليه جنگ ويتنام در شهرهاي مختلف آمريكا بويژه نيويورك ميشناختم. سالها بعد با شركت در نشستهاي عمومي نويسندگان، ويراستاران و دوستداران مجله مانتلي ريويو در ظهرهاي روز چهارشنبه هر هفته در سالهاي دهه ي نود و نخستين سالهاي قرن جديد آشنايي بيشتري با شخصيت و شيوه تفكر سوئيزي پيدا كردم. در اين نشست ها معمولا پال سوئيزي و هري مگداف در انتهاي جنوبي ميز بزرگي كه در اداره تحريريه مجله قرار داشت كنار هم مينشستند و ديگر شركت كنندگان دور تا دور ميز. در انتهاي ديگر ميز هم خانم آنت روبنستين محقق ادبي، نويسنده ي ماركسيست و عضو اصلي تحريريه ي مجله ي Science & Society مينشست. در اين گردهمايي ها معمولا يكي از دوستداران مجله در نقطه اي از جهان ــ هند، شوروي سابق، افريقا، آمريكاي لاتين، جنوب شرقي آسيا، استراليا، خاورميانه و يا اروپا ــ شركت داشت و مهمان آن روز بود و تجربيات و مشاهدات سياسي،‌ اجتماعي و اقتصادي خود را در اختيار جمع ميگذاشت. پس از آن بحث درميگرفت. در اين جلسات معمولا آخرين رويدادهاي هفته گذشته و وقايع داخلي آمريكا و جهان مطرح ميشد و بعد هم سئوال از مهمان آغاز ميشد. سوئيزي و مگداف معمولا شنونده و پرسنده بودند ــ مگر آن كه كسيادامه متن

 


بحث اتحاديه صنفی

در ماه مه ۱۹۲۰ تروتسکی، با اشتياق هميشگی خويش، با کائوتسکی به پلميک دوسويه‌ایِ برآمد که بر پاسخ کتاب "انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد" لنين، "تروريسم و کمونيسم" را نوشته بود. تروتسکی در جزوه‌ای دراز‌، با همان عنوان، بنا به تجربه خويش، در سازماندهی کار و به عنوان کميساريای جنگ به واکنش پرداخت. وی با‌عموميت دهی آن تجربه‌(‌کميساريای جنگ، داخل پرانتز از برگرداننده) و‌‌بنا به رسوخ پر اتوريته طرح سن سيمون، "‌انتهايی تغيير ناپذير"، که منظور ازسازمان کار، ماکزيمم ساختن توليد‌آن بود(۱) برآن است تا برای بسيج و ميليتاريزه نمودن تمامی نيروی کار شوروی، نقشه‌ای بنياد کند.ادامه متن

 

” اختر“ به مدیریت محمد طاهر تبریزی در استانبول انتشار می­یافت که با تشویق نویسندگانی چون میرزا نجفعلی خان خویی، میرزا آقاخان کرمانی، شیخ احمد روحی، میرزا مهدی خان تبریزی ( ناشر روزنامه­ی ”حکمت“ در قاهره) ومیرزا محمد خان کاشانی ( ناشر روزنامه­های ”ثریا“ و ”پرورش“ در قاهره) توانست نشریه­ی ” اختر“ را به یکی از مهم­ترین منابع ترویج و گسترش اندیشه­های آزادیخواهی، برابری طلبی و سوسیالیستی تبدیل سازد. برخی از نویسندگان و روزنامه­ نگاران ” اختر“ همچون میرزا آقاخان کرمانی به طور مستقیم از اندیشه­های آموزگاران انقلابی و دانشمندان علوم اجتماعی نیز متأثر بود و این امر در نوشته­های او که به طور مستمر در روزنامه­ی ” اختر“ چاپ می­شد، متبلور است.ادامه متن

 

ارنستو چه گوارا ، يك روز پيش از دستگيري و دو روز پيش از مرگ ، آخرين جمله زندگي اش را نوشت : در بلنداي 2 هزار متري از سطح دريا هستم . صخره هاي برافراشته كوردي لرا ، آن زمان جزو بلندترين قله هاي معنوي قرن رقم خوردند . در اينجا بود كه چه گوارا مبارزه انقلابي را به قله اي رهنمون شد كه شبه انقلابون را بدان راه نبود .ادامه متن

 

طبقات در تئوري ماركس
هدف ما در اينجا نشان دادن آن است كه ماركس براي يك تحليل طبقاتي از شكل بنديهاي اجتماعي شالوده اي بسيار پيچيده تر از آنچه تاكنون مطرح شده است بنيان نهاد. ما خواهيم ديد كه اين تحليل نه تنها با رويكرد دوطبقه اي كه مدتها بر سنت ماركسيستي حاكم بوده مطابقت ندارد بلكه با نقاديهاي اخير پولانزاس ، رايت و ديگران از اين رويكرد نيز متفاوت است. بنيادي ترين مفاهيم فلسفي ماركس و تحليل او از ارزش وارد صحنه مي شوند تا بين آنچه كه او اصطلاحاً طبقات اصلي (انجام دهندگان و تصاحب كنندگان كار افزوده) مي ناميد و آنچه كه ما تحت عنوان طبقات فرعي (دريافت كنندگان سهم توزيع شده از كار افزوده تصاحب شده) مي شناسيم تمايز ايجاد گردد. اين تحليل طبقاتي تمايز قائل شونده به نوبه خود تعديلات خاصي را در تحليل ماركس از ارزش ايجاب مي كند. در عين حال راه حلي براي مباحثات پيرامون كار مولد / غيرمولد و تعريف “طبقه كارگر” پيشنهاد مي نمايد. بالاخره نشان مي دهيم كه چگونه چنين تحليل طبقاتي از هر وضعيت اجتماعي عيني مستلزم تعيين دقيق طبقات اصلي و فرعي درگير ، و تناقضات ، اتحادها و مبارزات درون و مابين آنهاست. ما به اختصار چند موضوع (از جمله دولت، خانواده ، و انباشت سرمايه) را تحليل مي كارگر” پيشنهاد مي نمايد. بالاخره نشان مي دهيم كه چگونه يك چنين تحليل طبقاتي از هر كنيم تا نشان دهيم كه فرمولبندي ما از مفاهيم ماركسي طبقه در توصيف اين موارد تا چه حد توانايي دارد.ادامه متن

 

خانواده، آزادی و سوسیالیسم
در نقد هگل‌؛ كه از خانواده به‌مثابه آنتی‌تزی دربرابر جامعه مدنی سخن می‌گوید، ماركس دقیقاً خاطرنشان می‌سازدكه هگل نمی‌توانسته نظر صحیحی نسبت به‌نهاد خانواده ارائه دهد. یكی به‌دلیل تاریخی اندیشه هگل؛ و دیگر به‌واسطه‌ وارونگی جهانی‌كه او (به‌مثابه ذهنی مطلق‌گرا) برای خود می‌پرداخته است.ادامه متن

 

 
 
 


 

انتشار مطالب تريبون با ذکر مأخذ آزاد است.
تريبون چپ / خرداد 1386